خرید بک لینک
........

........

....
گاهی خیالم،
زمانی زندگی ام و موقعی هیچ کدام ....
همان خط خطی های ذهنم

تو را به خدا سپردم

خودم را به دلتنگی هام

خدا خودش می داند

چطور مواظب تو باشد...

دلتنگی هام هم خوب بلدند

چطور تو را

هی به یاد من بیاورند!!!

بـه سـ ــ ــادگـے رفــــــت ...

بـه ســ ــــ ـادگــے بخشیــدمــ ...

حـــالا مــ ـــانــده امــ

چِگـــونــه بـِـدون او

بــِـه ســ ــــ ـادگــے زِنــدگــے ڪُنــمــ ...!

چطور دلت آمد؟...

...

من حتی

دلم نمی آید

ادامه ی این شعر را بنویسم...!

بعضی دروغ ها آنقدر قشنگند

که دلت میخواهد باورشان کنی!

تـــــو

قشنگ ترین دروغ زندگی من بودی؛

هنوز باورت دارم...

بی حس شدم از درد

فقط گاهی خط اشکی

می سوزاند صورتم را...

با "دوستت دارم" گفتن هايت زنده ام؛

يك وقت مرا از هستـي ساقط نكنـي......

از دسته گلی که به آب دادی

تا به دستم برسد

ممنونم !

اگر تو میخواهی می شکنم...

باز هم می شکنم...

می شنوی؟؟؟؟؟؟

از سفره ي دلم عقب كشيدي ؟؟

چشمم شــور بود

يا دستم بي نمـک !!!

دموکراسی را از نگاه تو یاد گرفتم،

مرا هم مثل خودَت

ندیدی...!

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 7:49&nbsp توسط عارف |

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاپور تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 10:36

صفحه بندی